|
چند روز پیش رفتیم اردو به قصد بازدید از بازار بورس اهواز. قرار بود 3 روز بمونیم و یه 2 ساعت ناقابل از وقتمونو به بورس اختصاص بدیم و بقیه اشم خوش بگذرونیم! ولی از اون جایی که همیشه همه دنیا دست به دست هم می دن تا به ما بد بگذره و از اون جایی که نیتمون پلید بود رئیس دانشکده 1 روز از 3 روز رو لغو کرد و اردومون 2 روزه شد! یه نصفه روز هم با رئیس کل کل کردیم شد 1.5 روز! 1 روز هم رفت و برگشت تو راه بوذیم کلا 0.5 روز فقط اهواز بودیم! البته 0.5 روز که نه، در واقع یک شب و یک صبح. شب رو که خوابیدیم صبح هم رفتیم بورس بعد هم برگشتیم خونه! به همین سادگی ... به همین خوشمزگی!! در کل خوش گذشت هر چند یه عواملی واسم نامطلوب بودن مثل شبی که می خواستیم بخوابیم! اون جایی که واسه اسکانمون در نظر گرفته شده بود خداییش هیچ ربطی به ما نداشت! آخه دانشگاه چون گروه ما و به خصوص ورودی ما رو دوس نداره همه تلاششو کرد تا حداقل امکانات رو در اختیارمون بذاره! اینه که محل اسکانمون شد یه حسینیه وحشتناک با فضایی شدیدا رعب آور!! رو دیوارهاش به فاصله هر 20 سانتی متر یه قاب عکس گذاشته بودن که خیلی ترسناک بود. می شه گفت جنایت های جنگی رو نمایش داده بودن! منم ترسو همین که رفتم تو با دیدن یه صندلی که یه پارچه مشکی روش کشیده بودن جیغ زدم و فرار کردم! ولی چون هیچ جایی رو نداشتیم که بریم ناچار شدم یه ذره شجاعت به خرج بدم! چند تا اتاق هم داشت که همه شون قفل بودن غیر از 2 تا. اون 2 تا هم بهتر بود بسته باشن چون تو یکیشون یه تابوت بود اون یکی هم نمی دونم چون از 5 متریش هم رد نشدم! فقط رو سر درش نوشته بود منزلگاه شهید فلانی! منم فکر کردم شاید قبرش اینجا باشه! خلاصه بماند که اون شب رو چه جوری گذروندم! وقتی هم که برگشتم خونه ساعت 12 شب بود تا 2 با مریم حرف زدیم و .... به کلاس ساعت 8 هم نرسیدم و از اون جایی که هیچ کدوم از بچه ها نرفته بودن کلاس، استاد هم نامردی نکرد و درس رو ناتمام اعلام کرد تا ما تابستونمونو برای این درس بذاریم و یاد بگیریم که هرچیزی سر جای خودش باید باشه! اردو جای خود داره درس هم جای خود! یه درس دیگه هم قراره ناتمام اعلام شه چون استادش رفته اون ور آب! زبان هم قراره بیفتم این می شه 9 واحد، آهان! اقتصاد سنجی هم ...! فکر کنم بهتره انصراف بدم برم!
|